حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

684

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )

نثر و نويسندگى رونق علوم و پيدايش فرقه‌ها كه بحث و مناظره از آن آزاد و حاجت بتاليف رستيل و كتابها ، نويسندگى را رواج داد و نثر را بكمال برد ، از متكلمان و فقيهان و فيلسوفان و اديبان ، نويسندگان بودند كه افكار خويش را بقلم ميآوردند و نيروى هنرى نثر عرب را فزونى ميدادند . د طه حسين درباره نويسندگان اين دوران گويد : " بفنون گونه‌گون پرداخته بودند و هر كس در يكى از آن به راه كمال ميرفت ، يكى در فلسفه و كلام ديگرى در لغت و نحو . گروهى نيز بودند كه از همه فنون چيزى آموخته بودند و اين جنبش معنوى عقل عربى را بر پندار عربى غلبه داد و نثر از شعر پيشى گرفت و نويسندگان بيشتر شدند و شاعران كمتر كه ميبايد با زمانه هم‌آهنگ شوند و علوم را در قالب سخن بريزند و اين كار بشعر ميسر نبود يا كمتر بود . نويسندگان آن دوران بگفتگو از محيط پرداختند . قاضى محمد صميرى كه بسال 275 بمرد كتابى بنام " مساوى العوام و اخبار السفاه و الاغتام " داشت و از معنويات مردمى كه در آنروزگار نيز مثل هميشه سنگ اول بناى جماعات بودند نكته‌ها آورده بود جاحظ در رسائل خود از زندگى شهرها سخنها داشت ، وى را پدر نثر عرب بايد شمرد و نيز بزرگترين نويسنده اين دوران بشمار ميرود كه در تقليد روش جاحظى كس بپايه او نرسيد ، ثابت بن قره مترجم معروف كه مسيحى بود گفته بود : " در حسدم كه سه كس از اين امتند ، عمر و حسن بصرى و جاحظ . " اسلوب ظريف و شيرين و قوى كه جاحظ داشت با آن مايه دانش كه در كتابهاى خود مينهاد به حق او را در صف اول نويسندگان عرب به همه قرون جا داده بود . مسعودى درباره جاحظ گويد : " هيچكس بيشتر از او كتاب ننوشت ولى مذهب عثمانى داشت . ابو الحسن مدائنى نيز كتاب بسيار نوشت اما او هرچه شنيده بود مينوشت ولى كتابهاى جاحظ با وجود انحرافى كه در مذهب داشت زنگ از خاطر ميزدود و دلائل